كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
678
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
خونريزش بود از دو طرف روى نمود . بيت نياسود لشكر ز خون ريختن * ز دشمن به دشمن درآويختن عاقبت نسيم عنايت الهى وَ اللَّهُ يُؤَيِّدُ بِنَصْرِهِ مَنْ يَشاءُ « 111 » وزيده غبار پيكار شكافت و انوار فتح مبين و نصر عزيز بر علم دولت ميرزا سلطان محمد تافت و سپاه خراسان خائف و هراسان هزيمت غنيمت دانستند و گريز دستاويز خلاص جان ساختند . بيت گريزندگان را در آن رستخيز * نه روى رهايى نه راى گريز سواران همه تير پرداخته * گهى تير و گه تركش انداخته و لشكر عراق مظفر و منصور غنايم نامحصور گرفتند و از مراكب گردون مواكب و تيغهاى جوزا مناكب و دراهم منقود و جواهر نامعدود و مال و منال و احمال و اثقال به حظى وافر و نصيبى وافى رسيدند . آحاد الناس لشكر عراق و فارس صاحب بارگاه و اساس شدند و افراد سواد واهب قطار و مهار گشتند و به ميامن اين فتح مبين كوكب اقبال ميرزا سلطان محمد به اوج كمال ارتفاع يافت و اختر دولت روى به ذروهء سعادت آورد . رقاب و نواصى ادانى و اقاصى در قبضهء اقتدار قرار گرفت . و ميرزا ابو القاسم بابر از غرقاب درياى هيجا و التهاب آتش وغا به سلامت بيرون آمد . مصرع سلامت همه آفاق در سلامت اوست و با هفت بنده نيكخواه كه از غايت اتفاق چون هفت اورنگ با يكديگر
--> ( 111 ) . آل عمران 11 .